ویژگی های استاد خوب از نظر دانشجویان !!!

اخلاق علمی

یکی از بزرگترین مشکلات آموزش عالی نوین، مساله «اخلاق علمی» یا «اخلاق پژوهشی» است. صفات یک استاد خوب را می‌توان به دو دسته درونی (خودباوری، شجاعت، شخصیت باثبات، بصیرت و نتیجه‌گرا) و برونی (کار گروهی، ارتباط، قابلیت دسترسی، تعهد، دقت و ملاحظه‌گری) تقسیم کرد.

ویژگیهای یک استاد خوب از نظر دانشجویان

     آنچه در این‏جا آمده عیناً تایپ مجدد برگه‏های نظرخواهی دانشجویان سال‏های دوم، سوم، و چهارم کارشناسی رشته ..................... دانشگاه تهران در سال 1387 است. برخی از عبارت‏های استفاده شده توسط چند دانشجو عیناً نوشته شده بود، در نتیجه فقط یک‏بار آمده موارد تکراری حذف شده است و بقیه بی‏کم و کاست آمده است.

سؤال مطرح شده این بود که به نظر شما استاد خوب چه ویژگی‏هایی باید داشته باشد؟

نظرات

نظرات  نظرات دانشجویان

          

         آشنا کردن دانشجویان با منابع کمک درسی و تشویق کردن به ادامه تحصیل

         آشنایی با اصول روانشناسی تدریس

         آشنایی با مفاهیم نو در زمینه موضوعی خود و آشنا کردن دانشجویان با این مفاهیم

         آماده کردن مطالبی که میخواهد در کلاس بگوید

         آموختن شیوه زندگی درست و انسانیت به دانشجو

         آموزش درس تا جایی که دانشجویان توانایی یادگیری دارند

         ابزار قرار ندادن دانشجو

         منبع : http://www.hbashir.blogsky.com/1389/06/04/post-156/

ادامه نوشته

" مشکلات دانشجویان با دانشگاه و استاد "

سال اولي هادر معرض مشكلات رواني بيشتر
براساس آمارهاي آخرين سمينار سلامت رواني دانشجويان كه 2 سال قبل برگزار شد، 1/59 درصد از دانشجويان كشور، نسبت به دوري از خانواده و نبود چتر حمايتي احساس دلتنگي مي كنند، 2/30 درصد از آنها به رشته تحصيلي شان علاقه ندارند و 7/43 درصد در پذيرش قوانين خشك دانشگاه احساس اجبار مي كنند. يكي از نتايج اين سمينار نشان مي دهد كه فضاي محيط هاي آموزشي دانشگاهي كشور در بروز بيماري هاي روحي رواني چه در آغاز ورود به دانشگاه و چه در سال هاي بعد از آن با رشد بي انگيزگي در فعاليت هاي علمي موثر است. به گفته مريم رامشت، دبير اجرايي اين سمينار قرار گرفتن دانشجويان در محيط جديد، فشارهاي رواني و نگراني هاي جديدي همراه مي آورد كه اين استرس ها، عملكرد او را در دانشگاه تحت تاثير قرار مي دهد.

دانشگاه يا پادگان
مشكلات روحي - رواني دانشجويان در سال هاي گذشته هميشه دستمايه تهيه گزارش هاي متعددي در علت يابي و راه هاي درمان آن بوده است. هرچند در اين گزارش ها كه بعضي محرمانه مانده و بعضي هم در رسانه ها منتشر شده است، فشار رواني ناشي از كنكور، زندگي در خوابگاه، دوري از خانواده، مشكلات مالي، نبود چشم انداز شغلي و درآمد مناسب، نبود تغذيه مناسب و مقوي و ... همواره به عنوان دلايل اين فشارها مطرح مي شود، اما كمتر به محيط دانشگاه و ارتباطات متقابل دانشجويان با استادان به عنوان يكي از عوامل بروز آسيب هاي رواني اشاره شده است.
«حوصله حرف زدن ندارند، فقط كافيه 5 دقيقه بيشتر وقتشان را بگيريم آن وقت كم مانده با تيپ پا از اتاق بيرونمان كنند.»
«اگر سر كلاس بيشتر سوال كنيم، خيلي راحت توهين مي كنند. اگر بخنديم، ايراد مي گيرند. اگر چند سوال پشت سر هم بپرسيم، مي گويند چقدر وقت ديگران را مي گيري»
«چند ماه براي يك استادكار پژوهشي انجام دادم، او قول داده بود دستمزد بدهد، اما پس از يك سال وقتي در يك دانشگاه ديگر او را ديدم، از من فرار كرد و حاضر به سلام و عليك هم نشد.»
«بحث كردن ممنوع است هرچه بگويند؛ اگر اشتباه هم باشد، بايد بگوييم چشم»
«به آدم مثل پادو نگاه مي كنند، بعضي هم انگار قهرند، به صورت آدم نگاه نمي كنند.»
«من اصلااستادانم را نمي شناسم با اين كه سال آخر هستم، هيچ وقت نه آنها حاضر شدند از من چيزي بدانند و نه در اين مورد به من اجازه دادند. تنها اطلاعات خصوصي كه از آنها دارم، اسم كوچكشان است.»
«استاد يك ترم از ما كار كشيد، آن وقت كتاب نوشت به اسم خودش، حتي در مقدمه و پيشگفتار اسمي از ما نياورد و فقط از همسرش تشكر كرد ...»
«برخي استادها خودشان نااميدند، افراد خوشبين را دوست ندارند من 23ساله به اميد نياز دارم، وقتي سر كلاس حرف هاي خوب مي زنيم، ما را مسخره مي كنند و ...»
همه اينها تجربه روزانه دانشجوياني است كه به گفته خودشان در محيط دانشگاه كسب كرده اند و چه بسا در ايجاد فشارهاي رواني بر آنها بي تاثير نيست.
حسن مسلمي ناييني، مديركل دانشجويان داخل وزارت علوم، دانش آموخته دانشگاه توكيوست كه به طور تلويحي مقدمه گزارش ما را تاييد مي كند. او كه رابطه بين استاد و دانشجو را در ايران با همه دنيا متفاوت مي خواند، توضيح مي دهد: ما به الگوسازي در دانشگاه ها نياز داريم.
در گذشته رابطه استاد و دانشجو، مراد و مريدي بوده است. در حوزه هاي علميه نيز اين ارتباط وجود داشته، اما امروز ميان استاد و دانشجو رابطه متقابل و عاطفي برقرار نيست و با رابطه در و ديوار تفاوتي نمي كند!
وي استادان دانشگاه را در حكم پدران و مادران دانشجويان مي داند و بر ايجاد رابطه دوستانه بين دانشجويان دوره هاي قديم و جديد تاكيد مي كند.
مسلمي ناييني با اشاره به تجربه خود در دوران تحصيل در دانشگاه توكيوي ژاپن مي گويد: ارتباط بين استاد و دانشجو آنقدر عاطفي و صميمانه بود كه ما دوست داشتيم او كاري ازما بخواهد و ما زودتر از موعد مقرر آن را انجام دهيم. شايد باور نكنيد، اما من حتي با خانواده ام به منزل استادم رفتم و او رابطه دوستانه اي با فرزندانم داشت. او حتي مي دانست كه ما چه غذايي دوست داريم. اما امروز متاسفانه دانشجويان داخل شماره تماسي از استادشان ندارند، چه برسد به اين كه به خانه اش بروند؛ مديركل دانشجويان داخل از روزي مي گويد كه پس از فارغ التحصيلي قصد داشت به ايران بازگردد و استادش با يك قابله غذا به بدرقه او آمد؛ او تكريم استاد را امري متقابل مي داند و اضافه مي كند: نمي توانيم فقط از دانشجو انتظار داشته باشيم كه احترام بگذارد، اين رابطه بايد دوجانبه باشد. اين سخنان شباهت زيادي به ديدگاه هاي رئيس نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها دارد؛ هنگامي كه در بحث فشارهاي روحي رواني به دانشجويان و التهاب آنها مي گويد: غرور دانشمندان ما را گرفتار كرده كه اجازه نمي دهند جوانان وارد عرصه شوند و كسي را در درون محدوده علمي شان راه نمي دهند، اين مساله قدرت نوآوري را از دانشجوي جوان مي گيرد.

تهران ...دانشكده علوم انساني
«دانشجو موافق نظر استاد نيست، ديدگاهش را توضيح مي دهد، استاد سرش پايين است و به كتابي كه در دست دارد خيره شده است... دانشجو به جمله اي مي رسد كه مي گويد: استاد من فكر مي كنم كه ... استاد به ميان حرفش مي دود كه: پسرم فكرت را براي خودت نگهدار، هر چه باشد من در اين رشته صاحب نظرم، تو به من مي خواهي ياد بدهي چطور فكر كنم؟»

حوزه علميه قم
استاد بلند پايه حوزه در حال درس است .
صدايي از گوشه اي بلند مي شود.طلبه اي جوان به استاد اشكال مي كند... استاد پاسخ مي گويد...طلبه اي ديگر اشكالي جديد مطرح مي كند ... استاد پر حوصله تر از قبل توضيح مي دهد... جوان قانع نمي شود و باز استاد ... و در آخر مناظره اي جدي شكل مي گيرد... .

منبع :  http://www.qiau.ir/thread-391.html

کلاس درس با تخته سیاه جالب

 

روابط در دانشگاه ها (( طنز ))

1. روابط دانشجو با استاد
2. روابط دانشجو با دانشجو
3. روابط استاد با دانشجو
4. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس


1. روابط دانشجو با استاد

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
1. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
2. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
1. دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
2. دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد.
3. نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند.
معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند.


2. روابط دانشجو با دانشجو

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره!

ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب!:
1. روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري
2. روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي
3. روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها
4. روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريحي!
5. روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم!
6. روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!
7. روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...(چي بگم والا!)


3. روابط استاد با دانشجو:

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
1. استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.
2. استاد هم مجرد است هم شکارچي!
3. استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تکراري است.

ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر:
استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند.


4. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس

معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. گاهي اوقات هم بعضيها موش ميدوانند.



خوشتون اومد یا نه؟؟؟...نظر یادتون نره!!!!!        

منبع :  http://www.ashpazonline.com/weblog/mahtab65/91263

رابطه استاد و دانشجو در طي گذراندن دوره ی دکتري

رابطه استاد و دانشجو در طي گذراندن رساله دکتري متاثر از متغير هاي متفاوتي است. در رشته هاي آزمايشگاهي که دانشجو نياز به کار مداوم دارد شايد هر روز استادش را ببيند، ولي در رشته هاي علوم انساني که دانشجو گاه خود بايد کارش را به تنهايي انجام دهد، ممکن است ماهي يک بار هم استادش را هم نبيند. معمولا فرض بر اين است که دانشجويان دوره دکتري عضو هيات علمي خواهند شد گرچه ممکن است که اين فرض تحقق نيابد..در همه کشور ها شباهت هايي در دوره رساله دکتري در ضوابط وجود دارد مثل شباهت کار دانشجو با تخصص استاد راهنما، ميزان جذب بودجه، سرعت پيشرفت دانشجو، ساختار فصول، رعايت آداب نگارش علمي، سهولت انتشار يافته ها و اخلاق تحقيق مانند ذکر نام استاد. احمدي دانشجوي دکتري جامعه شناسي در باره مشقات پيدا کردن استاد راهنما مي گويد: در انتخاب و يافتن استاد راهنما مشکلات زيادي بر سر راه است. خواهش کردن از استاد و شيندن جواب هايي ماننداين که من وقتم پر است، من در اين حوزه تخصص ندارم، من ديگر نمي توانم دانشجويي بگيرم. شما هم بايد بگوييد من وقتي از شما نمي گيرم. من خودم کار مي کنم و زياد سراغ شما نمي آيم. شما حتي لازم نيست براي دفاع بياييد و هزار حرف و حديث ديگر بگوييد تا استاد راضي شود و در نهايت احساس حقارت هم مي کنيد (اين بيشتر در مورد کساني است که دانشگاه محل تحصيلات تکميليشان با دوره کارشناسي آن ها فرق مي کند و استادان را نمي شناسند.) مذاکره با استاد راهنما منوط به تصور استاد راهنما يا دانشجو از نقش استاد است. يکي ديگر از دانشجويان مي گويد ملاقات ها موثر نبوده است چون گاه من 8 مسئله براي گفت و گو دارم و تنها در باره يکي از آن ها صحبت کرده ايم. لذا من قبل از شروع به صحبت مي گويم که من هشت مسئله دارم و اميدوارم که در اين موارد بتوانيم صحبت کنيم. استاد ديگر خود همه مراحل گفت و گو را کنترل مي کند و اجازه مداخله در هدايت بحث به دانشجو را نمي دهد. رابطه استاد و دانشجو نيز به لحاظ عاطفي متفاوت است. برخي از استادان با دانشجويان خود رابطه اي بسيار نزديک برقرار مي کنند و برخي ديگر نيز از اين امر امتناع مي کنند و فقط به روابط رسمي اکتفا مي کنند. برخي از عوامل جنسيتي نيز ممکن است در ميزان روابط استاد و دانشجو موثر باشد. دانشجويي استاد راهنماي زن خود را عصبي و کم طاقت توصيف مي کند و ناراحت است که استاد مورد نظر او از دانشکده رفته است. دانشجوي ديگري از استاد خود تعريف مي کند و مي گويد که هميشه با او ارتباط مجازي دارد و با او ارتباطش بيشتر است و معمولا در گروه هاي مختلف و جمعي با او به سفر رفته است. در اين روابط قطعا سن و جنسيت موثر است. گاه اوقات هم دانشجويان از وقت نگذاشتن استاد گله مندند. دانشجو مي گويد من تنها او را دو بار در اتاقش ديدم. هر بار هم که مرا مي بيند مي پرسد خوب کارها چطور پيش مي رود؟ موقعيت افتراقي در حاليکه کار رساله براي دانشجو اولويت اول را دارد اين حکم در مورد استاد راهنما صادق نيست. البته اين بستگي به خود دانشجو و استاد هم دارد و حکمي کلي نيست. در اين مورد   ميان دانشجوي تمام وقت و پاره وقت تفاوت وجود دارد. دانشجويان پاره وقت با توجه به اين که از دانشکده هيچ گونه امکاناتي نمي گيرند مستقل ترند و کم تر به استادان متکي اند. بسياري از دانشجوياني که مکان زندگيشان در شهر دانشکده شان نبوده است در ارتباط با استاد دچار مشکل بوده اند.  مثلا دانشجويان خارجي هم در آمريکا و هم در بريتانيا دچار مشکلات فراواني اند و استادان بريتانيايي آن ها را مشکل دار ترين دانشجويان مي دانند. بحث و نتيجه گيري همانطور که پيش از اين گفته شد روابط استاد و دانشجو در دوره دکتري از قاعده واحدي تبعيت نمي کند و همگن و يکسان نيست، بلکه به عوامل زيادي بستگي دارد. بايد در باره عواملي مانند فرهنگ گروه، قواعد حاکم بر رشته، نوع و موقعيت موسسه، سياست تحقيقاتي دولت و وضعيت اقتصاد و بازار کار آموزش عادي تحقيق کرد و اثر آن در روابط استاد و دانشجوي دکتري بررسي کرد.. روابط استاد و دانشجوي دکتري هر دو جنبه قدرت و آموزش را در بر مي گيرد وبتمامه قابل پيش بيني نيست. استاد و دانشجو از منظر هاي متفاوت به نقش و وظايف خود نظر مي کنند. اين روابط از جنسيت و طبقه نيز متاثر مي شود.. ماندگاري نا امني، رضايت از سپاس حتي به قيمت تحقير شدن و درک بي کفايتي ها، خود موتور حرکت دانشجو  است  تا خود را با اخلاق حاکم بر دانشکده سازگار کند .

منبع : http://qdl.msc.ir/Rooznameh.Htm.F/ebtekar/1386/13860510/news.aspx@nid=17811.htm

رابطه استاد با دانشجو  در مقایسه با دیگر کشور ها


اجازه استاد! من هم حرفی دارم

تهران، دفتر مدیر گروه ... دانشکده هنر: " قابل توجه دانشجویان محترم، خواهشمند است برای انجام هر گونه کار اداری و رسیدگی به تمامی درخواست ها، به دفتر گروه مراجعه و از هر گونه مراجعه مستقیم به دفتر مدیریت گروه جدا خودداری کنید."

تهران، دفتر مدیر گروه ... دانشکده علوم انسانی: "دانشجویان عزیز، ملاقات با دکتر ... فقط با تعیین وقت قبلی از کارشناس گروه میسر است، در غیر ساعات تعیین شده، مزاحم نشوید."

توکیو، دفتر مدیریت دانشگاه: "در زدن لازم نیست، بیایید داخل"

با خوندن این نوشته ها خیلی راحت می شه به این نکته پی برد که رابطه استاد با دانشجو در ایران متفاوت از همه جاست.

اما نباید هر استادی را این گونه پنداخت و نوشته های بالا به صورت عام و بررسی های کلی بوده و اگه خود شما هم دوران دانشجویی را تجربه کرده باشید حتما با این مسئله و مهم تر از اون رابطه کم رنگ استاد و مسئولین دانشگاه با دانشجویان رو می دونید.

اصلا نمی دونم این فرهنگ چه جوری بوجود اومده (البته اگه بهش بشه گفت فرهنگ)، حالا اگه از دانشگاه هم که بگذریم در طیف گسترده جامعه هم میان مسئول و مشتری و غیره و غیره این گونه رابطه لااقل غیر عاطفی بسیاره...

نتیجه این چنین پیامدی رو میشه در توسعه کشور هم پیدا کرد که به عنوان مثال کشوری مثل کره جنوبی که در 30 سال گذشته جزء کشور هم به حساب نمی اومد، حالا بگذریم نسبت به ایران با این همه منابع و امکانات. اما حالا این کشور کوچک با کمترین پشتوانه جزء پیشرفته ترین و مهم ترین کشور های دنیاست که توسعه اش قابل مقایسه با کشور عظیم، غنی و متمدن ایران نیست. با این که تعداد کارشناسان و مهندسان ایرانی نسبت به کره جنوبی سه برابر است. (البته میشه از جهات مختلف در توسعه مثال های دیگری هم زد که این مثال از جهت نسبت منابع و نیروی کارآمد است.)

این مطلب اقتباصی است از مقاله جام جم آنلاین در زمینه سلامت دانشجویان

منبع : آدرس مقابل  http://itv.blogfa.com/post-189.aspx

خلأ موجود در ارتباط استاد با دانشجو (مقام معظم رهبری)

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بازدیدی هفت ساعته از دانشگاه های شهید بهشتی و علوم پزشکی شهید بهشتی، با دستاوردهای علمی ـ پژوهشی این دانشگاه ها آشنا شدند و ضمن سخنرانی در اجتماعات استادان و دانشجویان، به پرسش های آنان در مورد مسائل مختلف پاسخ گفتند. بخشی از سخنرانی معظم له در جمع اساتید است:

من خلأیی را در ارتباط استاد و دانشجو مشاهده م کنم که این خلأ باید به وسیله ی شما پُر شود. دانشجوی ما در محیط علمی ضمن این که علم می آموزد، می تواند خیلی از درس های غیر آن علمِ مورد نظر را هم از استاد بیاموزد و فراگیرد. از جمله ی آنهاست: غرور ملی دانشجو، علاقه مندی به میهن، دلبستگی به آینده ی کشور، افتخار به تاریخ و گذشته ی کشور. اینها عواملی است که می تواند در یک جوان دانشجو تأثیرات بسیار عمیق و مثبتی بگذارد. البته من در صدد انکار عوامل گوناگونی که ممکن است جوانی را دلسرد یا مأیوس و دلخسته کند نیستم؛ اینها هم عواملی است در جای خود محفوظ، اما این بخش هم نادیده گرفته نشود که استاد در کلاس درس می تواند دانشجوی خود را متدیّن و معتقد به دین بار بیاورد؛ چنانکه می تواند ملحد و منکر همه ی مقدسات هم بار بیاورد؛ ولو کلاس، کلاسِ علم و دین نباشد، در کلاس فیزیک، در کلاس طبیعی، در کلاس تاریخ و در هر کلاس دیگر. استاد می تواند یک انسان دلبسته و مباهات کننده یه به کشور و دارای چنین روحیه ای بار بیاورد؛ می تواند هم یک انسان لاابالی، بی علاقه، نادلبسته ی به میهن و به گذشته و آینده ی کشور بار بیاورد. استاد م تواند این نقش را در کلاس ایفا کند. اتفاقاً اعتقاد من این است که در زمینه ی تبلیغ دین، مؤثرترین وسیله ای که م تواند دانشجو را دینی و علاقه مند به مبانی دینی بار بیاورد، همین نکته ةا و اشاره ها و کلمه هایی است که یک استاد می تواند در کلاس با شاگردان خودش در میان بگذارد. اشاره ای از یک استاد، گاهی اوقات تأثیرات عمیقی در دل می ؛ذارد؛ اما گاهی عکسش دیده می شود. البته بعضی از اساتید به این نکات توجه دارند، لیکن باید به عنوان یک کار اساسی و اصلی در نظر گرفته شود. این جوانی که شما می ÷واهید عالمش کنید و روح علم و تحقیق در او بدمید و او را یک برگزیده ی فرزانه ی نخبه ی علمی بار بیاورید ـ که هر استادی نسبت به شاگردانش چنین آرزوهایی دارد ـ بایستی روح دینی و ایمان ـ هم ایمان به خدا و دین و مقدسات که برای دنیا و آخرتش مفید است، هم ایمان به هویت خودش، به هویت ملی اش، به هویت تاریخیش؛ به تاریخ خودش و به سرزمین خودش ـ به او تزریق کنید.

باید تعصّب ملی را در او برانگیزانید. بر خلاف آنچه که در دهنها می افتد، تعصب یک معنای همیشه منفی و بد نیست. تعصب هایی است که لازم است؛ یعنی بدون آن تعصب ها انسان ول است و مثل غبارهای سبک و بی وزن در هوا، حرکت می کند. اپیبندی هایی برای شخصیت و هویت انسان لازم است. حال این انسان هر که می خواهد باشد ـ عالم باشد، صنعتگر باشد، هر فعالیتی داشته باشد ـ بالاخره پایبندی ای لازم دارد.

ایمان به خدا، ایمان به دین، ایمان به مقدسات و ایمان به غیب، ارزش های کمی نیست؛ اینها را نباید دست کم گرفت؛ اینها بسیار اهمیت دارد و تضمین کننده ی سعادت و صلاح و فلاح است. ممکن است یکی ایمان به غیب داشته باشد، اما ده اشکال هم داشته باشد؛ چنین کسی پیشرفت نمی کند. بحث بر سر تأثیر ایمان به غیب است. ایمان به غیب اگر نباشد، خیلی از مشکلات به وجود می آید. همان طور که می دانید، بدون شک، علم پایه ی تمدن است؛ اما شرط کافی برای یک مدنیّت درست نیست. نتیجه ی علم مِنهای ایمان به غیب، همین می شود که امروز در دنیا می بینید. ببینید علم امروز با همه ی شرافت و ارزشش در دست جهانخواران و دیوانه های زنجیری بین المللی به چه تبدیل شده است! نه حقی برای انسان، نه حقی برای ملت ها، نه حقی برای حقیقت و نه ارزشی برای راستگویی و صدق قائل نیستند! علمِ منهای ایمان به غیب این طور می شود.ایمان در دل جوان می تواند دمیده شود؛ هم ایمان به دین و عالم غیب و معرفت و معنویت، هم ایمان به هویت ملی خودش؛ شخصیت تاریخی خودش و بستگی ها و دلبستگی های گذشته و حال خودش.

 

منبع :  آدرس زیر

http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=5569&MagazineArticleID=53618

 

رابطه استاد و دانشجو در استراليا


۱- انتقاد استاد از شاگرد يا بالعكس به معناي دشمني يا حالگيري نيست و نيازي هم به طي كردن يك دوره طولاني آشنايي با هم ندارد و مي شود همان جلسه اول آشنايي، بقول معروف شاخ به شاخ شد. آستانه نقد هيچ خط قرمزي و ملاحظه اي را بر نمي تابد جز توهين و افترا.

۲- رابطه استاد -دانشجو در چارچوب يكسري فكت مطرح است و مسائل عاطفي، احساسي (درك كردن همديگر!) جايي ندارد.

۳- استاد در بيان نظرات خود بسيار رك و صريح است و انتظار دارد دانشجو هم چنين باشد. استاد خيلي زود وارد اصل مطلب مي شود بدون صغري كبري چيدن هاي اضافه .

۴- در جلسات رو در رو يا هر گونه مكالمه يك حس طنز و گوشه و كنايه هم مطرح است. بطور خاص استراليايي ها دوست دارند حاشيه هم بروند (مثلا دو تا بد و بيراه به نخست وزير بگويند) و دوست ندارند فقط بحث در رابطه با موضوع اصلي باشد . بقول خودشان از زبان رنگارنگ colourful language استفاده مي كنند.

۵- استاد را مي شود به اسم كوچك صدا كرد. با هم سيگار كشيد، قهوه خورد و ...

۶- براي ملاقات استاد در دفتر كار حتما قرار قبلي لازم است. قرار بايد در وقت اداري يا ساعت كار باشد. بموقع سر قرار رفتن و پانكچواليتي خيلي مهم است.

۷- آسانترين و سريعترين راه دسترسي از طريق ايميل است و استاد سعي مي كند در اولين فرصت ممكن تحت هر شرايطي جواب ايميل را بدهد (البته نه درخواست نامعقول يا جانك ميل).

۸- جلسات گرو هي و ميتينگ ها با اينكه خيلي جدي و مهم تلقي مي شوند ولي اين بمعني خشك و عبوس بودن نيست. ريلكس و راحت.

۹- وقتي دانشجو از يك موضوعي كلي گويي مي كند٬ استاد حتي اگر يك مورد استثنا هم سراغ داشته باشد به رخ دانشجو مي كشد.

۱۰- استاد از بكار بردن هر صفت عالي تو سط دانشجو - كه توي ايران خيلي مرسومه ! - مثل بهترين، اولين، عاليترين، كاربردي ترين و .... اصلا خوشحال نمي شود و آنرا دال بر ناداني دانشجو از دامنه كار يا موضوع طرح مي داند.

۱۱- دانشجو موقع پرزنتيشن و ارائه كار بايد از هرگونه بزرگنمايي، اغراق و كلي گويي خودداري كند.

۱۲- نظر دادن راجع به يك موضوع يا طرح تا وقتي با آمار، ارقام يا گرافيك همراه نباشد خيلي جدي گرفته نمي شود. بكار گرفتن احساس و قسم و ... كمكي به تفهيم بهتر نمي كند.

۱۳- استاد از اعتماد بنفس دانشجو يا هرگونه خلاقيت و خوش سليقگي خوشحال مي شود و متعاقبا ابراز احساسات مي كند.
۱۴- نيازي به توضيح دادن جزئيات كار نيست. و اصولا روش كار هم زياد جدي گرفته نمي شود مهم نتيجه خروجي است. اتفاقا از روش تحقيق يا محاسبات كلاس بالا زياد خوشش نمي آيد !

۱۵- روي قول استاد با خطاي ۱۵٪ مي شود حساب كرد. اگر كاري از دستش بر نيايد يا در حوزه اختيارش نباشد بدون رودربايستي جواب منفي مي دهند. Sorry

۱۶- استاد با اعمال سياست دايي جان ناپلئوني سعي مي كند با دانشجو در نيفتد٬ البته اگر موردي پيش آمد سعي مي كند بيشتر دانشجو ضرر كند تا خودش.

۱۷- استاد در مورد نحوه پوشش، قيافه٬ مذهب، لهجه، رنگ پوست و موارد ديگزي كه حريم شخصي دانشجو تلقي مي شود اصلا دخالت يا قضاوت نمي كند و احترام مي گذارد. سوئ استفاده از موقعيت استادي يا توهين و تحقير جايي ندارد و قابل شكايت و پيگيري قانوني است.

۱۸- تقريبا صد در صد مسئوليت كار (و هر اتفاقي كه بيفتد ) با دانشجو است حتي اگر دانشجو كاري را به توصيه استاد انجام داده باشد.

۱۹- اگر جواب سئوال را بداند اينقدر توضيح مي دهد كه دانشجو بگويد بسه ! اگر بلد نباشد راحت مي گويد نظري ندارم
۲۰- رابطه استاد-شاگرد فقط در محيط دانشگاه معتبر است و بيرون از دانشگاه بي معني .

 

منبع : آدرس مقابل http://forum.mui.ac.ir/index.php?topic=871.0